هوالحق

جبهه اقدام انقلاب اسلامی

جبهه اقدام انقلاب اسلامی

هوالحق

روزهای با تو بودن_ قسمت 31 و 32

چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۱۸ ب.ظ
داستان
به گزارش جبهه اقدام ;
روزهای با تو بودن
_ قسمت_سی_و_یکم

نگاهم به سیدحسین است و فکرم کنار مرتضی. بعد از آخرین ملاقات با سید حالش خیلی بهتر شده.
مرتضی فقط یکی از آنهمه جوان و نوجوانیست که روی لبه تیغ راه رفته اند و می روند.
مرتضی توانست از بحران بیرون بیاید؛ اما خیلی از همسن و سال هایش...
هر هفته با مرتضی می آییم جلسه. با بچه های مسجد صمیمی شده و الان هم کنار احمد نشسته.
سیدحسین که شروع می کند، حواسم را می دهم به او. سیدحسین کاغذی را از جیبش درمی آورد و می گوید: قبل شروع بحث اول سوالات دوستان را جواب میدم بعد بقیه بحث را ادامه میدیم.
یکی از دوستان پرسیدند: اگه دشمن از اطلاعات ما استفاده میکنه، ما هم از برنامه های اونها استفاده می کنیم و از جهات مختلف، اعتقادی، سیاسی، اجتماعی و... بر علیه دشمن فعالیت می کنیم و سود می بریم.
سید حسین حالت خاصی به چهره اش می دهد و با لحن پرسشگرانه می پرسد: "شما مطمئنید دارید استفاده می کنید؟! به نظرتون مورد سوء استفاده قرار نگرفتید...؟؟؟!!! حتما منظورتون این نیست که بفرمائید دشمن اینقدر احمق شده که میلیون ها دلار هزینه ایجاد این چنین شبکه های ضد اجتماعی رو بکنه و بعدش صدها هزار دلار هزینه مدیریت و کنترل و نگه داری و حقوق کارکنانش را در طول روز و هفته و ماه و سال، داشته باشه که چی؟ صرفا یک فضایی درست کنه که شما و دیگران برید علیه ش فعالیت کنید؟!!!! و لابد منتظرید اونم به این وسیله شکست بخوره؟!!!"
شلیک خنده بچه ها در سالن می پیچد. بخصوص صدای خنده احمد که همیشه ردیف جلو می نشیند و خیلی بانمک می خندد.
سیدحسین خودش هم آرام می خندد. بعد اما جدی می شود: "چطور توقع دارید دشمنی که به بچه داخل رحم مادر رحم نمی کنه! به یک یوزر یا اکانت یا صفحه شما و کسانی که دارید علیه ش فعالیت های اجتماعی_سیاسی می کنید؛ رحم کنه؟! قطعاً اینا برای ما اهل دلسوزی نیستند!! چطور شما مشکلات و معضلاتی که در حوزه ترویج فساد و فحشا، عضو گیری گروهک های ضدانقلاب و تروریستی و ایجاد اختلاف در جامعه به وسیله شایعات و نشر اکاذیب، و هزاران جرم و جنایت دیگه ای که در طول مدتی که این جنگ افزار صهیونیستی به وجود آمده فراگیر شده را نمی بینید؟؟؟!!!! واقعا فکر می کنید شما هم دارید استفاده می کنید و سود می برید؟؟!!!"

نفس تازه می کند و انگار چیز تلخی را به یاد آورده باشد، می گوید: "یه موردش..."
- یه موردش دختر یکی از کارکنان نیروهای مسلح بود که از طریق همین تلگرام، با یه پسر رابطه برقرار کرده بود اما بعد از مدتی عکسهاش لو رفته بود... پدر دختره از ترس آبروش خودکشی کرد... می فهمید یعنی چی؟ یکی از نیروهای ما بخاطر تلگرام از دستمون رفت! خدا میدونه چندبار این اتفاق افتاده؟ این یه راه نفوذه برای دشمنی که میخواد نیروهای امنیتی و نظامی و علمی رو از کار بندازه... دشمن اینطوری تا توی خونه نخبه ها میآد جلو و تیر خلاص میزنه! یا شروع به باجگیری میکنه و نیروها رو وادار به جاسوسی میکنه...
حالا ممکنه شما بگید ما که نخبه نیستیم؟ خب دشمن برای شما هم برنامه داره برادر من! هر ظرفیتی به نفع خودش توی شما پیدا کنه، با جاسوسی از اطلاعاتت سعی میکنه تو رو تبدیل کنه به برده خودش! ذهن نوجوونای ما رو طوری تو کانالای عرفان های کاذب و آتئیست ها شست و شو میدن که نتیجه ش میشه فحشا و تجاوز و خودکشی و قتل! جوون 17، 18 ساله مرتکب اینایی که گفتم میشه! چرا؟؟؟
بخاطر سمپاشی های دشمن که ما خودمونو درمعرضش قرار دادیم! ببینید اینهمه کانال و گروه مذهبی تو تلگرام ساختیم، کمتر شد این فسادها یا بیشتر شد؟!! نتیجه ای هم داد؟!!
به مرتضی دقیق شده ام که با دهان باز به حرف های سیدحسین گوش میکند و تکان نمی خورد.
من همیشه وسط سالن و گاهی هم انتهای سالن کنار دیوار می ایستم که کاملا به کلاس مسلط باشم.
همچنان نگران مرتضی هستم؛ البته کمتر از قبل.
ادامه دارد... 

قسمت_سی_و_دوم

سیدحسین با صدای محزون اما بلندی ادامه می دهد: "با این توصیف بازم فکر می کنید دارید سود می برید؟؟؟!!! با این همه آسیب هایی که بعضا حتی قابل گفتن هم نیستن!! فقط با فیلترینگ میشه این ابزار مجرمانه را متوقف کرد.
بد نیست بدونید که حضرت آقا مذاکره با آمریکا را به علت ضررهای بی شماری که داره و منفعت هایی که اصلاً نداره ممنوع اعلام کردند. که البته مسئولین توجهی نکردند در نتیجه افتضاح برجام به بار نشست.
ایشون تسلط و سیطره و اشراف کامل اطلاعاتی دشمنان اسلام و مسلمین را نیز ممنوع می دونن؛ مسئله ای که متأسفانه به وسیله حضور این جاسوس خانه های همیشه همراه، در فضای مجازی ما در حال وقوعه. پس باید، هم خودمون هشیار و بصیر باشیم و هم به بصیرت بخشی و بصیرت افزایی دیگران بپردازیم و این آیه را همیشه به یاد داشته باشیم که ان کید الشیطان کان ضعیفا..."
بعد در حالی که صداش را پایین می آورد با حالت تأثر می گوید: "اینجاست که باید وزارت ارتباطات و دستگاه های مسئول به این سوال مهم پاسخ بدن! که چطور با این کافران حربی که بر طبق نظر قرآن کریم باید با آنان اینگونه برخورد کرد" إِنَّمَا جَزَاء الَّذِینَ یُحَارِبُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا أَن یُقَتَّلُواْ أَوْ یُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ أَوْ یُنفَوْاْ مِنَ الأَرْضِ ذَلِکَ لَهُمْ خِزْیٌ فِی الدُّنْیَا وَلَهُمْ فِی الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِیمٌ " وارد مذاکره و معامله می شوند انگار که این ملحدین و مشرکین دوستان آنها هستند!!!"
نزدیک اذان است. سید حرف هایش را تمام کرده ولی بچه ها همچنان نشسته اند و چشم از دهان سید برنمی دارند.
احمد که از همه جلوتر نشسته سوال می کند: "سیدجان ما که از پس دولت برنمی آییم پس چیکار کنیم؟؟"
این سوال من هم هست. بعد از ماجرای مرتضی از تلگرام متنفر شده ام ولی به خاطر پایان نامه ام هنوز نتوانسته ام پاکش کنم.
سیدحسین با مهربانی اما محکم می گوید: "باید از دولت، اجرای فرمان مقام معظم رهبری در مورد راه اندازی شبکه ملی اطلاعات را مطالبه کنیم.
سعی دارد بحث را جمع کند: "مشکل اصلی این نرم افزارها مثل تلگرام و اینستاگرام صهیونیستی فقط بحث محتوای ضداخلاقی و کانال های اینچنینی نیست، بلکه بحث ضدامنیتی بودن آنها و وابستگی به سرویس های جاسوسی تروریستی دولت های صهیونیستیه. و البته موضوع "مخابرات رمز" هم یه بحث کاملا جدی و مهم و غیرقابل چشم پوشیه. که دولت چین همون روزای اولی که تلگرام وارد فضای مجازی شد به خاطر همین موضوع تلگرام را فیلتر کرد.
قوه قضائیه و دستگاه های امنیتی ما موظفند با کسانی که در جایگاه حاکمیتی یا دولتی، از صدا و سیما گرفته تا بدنه ی دولت و وزارت ارتباطات و همه ی اونایی که یا مبلغ این نجس افزار صهیونیستی بودند یا با مدیران درجه دو این جنگ افزارها وارد مذاکره و معامله شدند، به سرعت و به شدت برخورد کنه.
اما متأسفانه دولت روحانی بیشتر به دنبال رفتارهای عوام فریبانه است و ذره ای دلسوز مردم نیست. و تأسف بارتر اینکه دستگاه های مسئول در این رابطه هم، به خوابی عمیق فرو رفتن و این کید شیطانی دشمن را نمی بینن ویا نمی خوان که ببینند!!!"
و در حالی که از جا بلند می شود و لپتابش را جمع می کند می گوید: "جالبه بدونید چند وقت پیش، بعد از آنکه که وزارت ارتباطات با افتخار اعلام کرد که ما با تلگرام وارد مذاکره شدیم، بعضیا دچار توهم شدند که این سرویس های جاسوسی که سر تا پا دشمن ما هستند دیگه دوست و برادر ما شدن و ما می تونیم هر خواسته ای را از این موسسه خیریه (!!!) داشته باشیم"
و با خنده ی تلخی ادامه داد: "و لابد فکر کردند که آنها هم با کمال میل دستورات اربابان صهیونیست خودشون را که از قبل صادر شده را کنار میذارن و به فرمان ما لبیک میگن!!!"
حسن از پشت سر جلو می آید و آرام درگوشم می گوید: "بریم وضو بگیریم اخوی؟"
نگاه تندی بهش می اندازم که خودش را عقب می کشد.
با اینکه دلم برایش می سوزد اما باید آدم شود! البته نمی دانم چرا بعد صحبتش با پدر، تا حدودی آدم شده و کمتر شوخی و شیطنت می کند. رفته در لاک خودش.
درحالی که سعی دارم ابهتم را حفظ کنم، محکم و جدی می گویم: "بریم!"
ادامه دارد... 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی