هوالحق

جبهه اقدام انقلاب اسلامی

جبهه اقدام انقلاب اسلامی

هوالحق

بهشت جهنمی قسمت نهم

جمعه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ۱۲:۵۰ ب.ظ

 (مصطفی)
قلبم از ضربان می ایستد. ناخودآگاه چشمانم می جوشد اما نمی گذارم ببارند. صدایم از پشت بغض نفس گیرم به سختی شنیده میشود: "راست میگی؟ پیاده؟"
چشمان او هم می درخشد؛ اما او هم نمی بارد: "آره... راست میگم... پیاده..."
پیاده را که میگوید، یک خط نازک روی صورتش کشیده میشود. از چشمش تا پایین. حس میکنم قلبم دارد می سوزد. به زمین خیره میشوم و یک کلمه از آن همه حرف را به زبان نمیاورم؛ خودش می فهمد: "آره میدونم.. الان نمیـ...."
جمله اش تمام نشده، باران میگیرد. حتما قلب او هم می سوزد. هیچ حرفی لازم نیست برای فهمیدن اینکه اگر ما برویم، سنگر خالی چه میشود؟
الهام خیلی تلاش کرد جلوی من خودش را نگه دارد و اشک هایش را سر به راه کند، اما نتوانست. من هم قبول ندارم که مرد گریه نمیکند. مرد اگر گریه نکند، قلب ندارد. مرد بی قلب هم مرد نیست... برای اثبات مردانگی ام هم که شده، مثل بچه ها میزنم زیر گریه. الهام سرش را روی شانه گذاشته و بی صدا اشک میریزد.

مثل بچه ها شده ایم هردو. مثل بچه هایی که زمین خورده اند و بابا می خواهند که بلندشان کنند. مثل بچه هایی که کتک خورده اند... بابا می خواهیم...

حسن و مریم هم دلشان نیامد این وضع را رها کنند. اگر قرار به یاری اباعبدالله باشد، اینجا صدای هل من ناصر را بهتر می شنویم. خودمان با خنده و اشک پدر، مرتضی و مادر ها را بدرقه می کنیم و اشک پشت سرشان می ریزیم. نگاهمان پر از التماس دعاست؛ آنقدر هوایی شده ایم که دلمان زودتر از آنها میرسد به کربلا.
پدر و مادر که میروند، حس میکنم تمام روح و تنم درد میکند. الهام و مریم با صورت خیس به دیوار تکیه داده اند. مثل دختر بچه ها. حسن هم سرش پایین است و بغضش را میخورد. فکر کنم حسن معتقد است مرد نباید گریه کند. دستی به صورتم میکشم و به حسن میگویم: "تو هم روحت درد میکنه؟ راحت باش."
حسن هم بچه میشود. خودش را در آغوشم می اندازد و مثل بچه ها می شکند. دلمان بابا میخواهد....

می گویم از کنار زیارت نرفته ها
بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا
این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود
هیئت در انحصار زیارت نرفته ها

در روز اربعین همه ما را شناختند
با نام مستعار زیارت نرفته ها

گویا میان مجلس ماهم نشسته است
زهرا (ِسلام الله علیها) به انتظار زیارت نرفته ها

غم میخورم برای دل رهبرم که هست
تنها طلایه دار زیارت نرفته ها....

ادامه دارد...

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی